نیلاینیلای، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 3 روز سن داره

نیلای , ماه من

بدون عنوان

سلام گلم ،مامانی خیلی دوست دارم   جیگرم با اون صدای نازت میگی هبیج یعنی هویج جونم خیلی میخوامت شیطونک مامانی هر روز خودتو به در رودیوار میکوبی که بری بیرون من بیچارم باید کارامو بی خیال شم دخترمو ببرم پارک ای وای من ،
30 بهمن 1390

جوابهای کوبنده

 می گویند:  "مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت:     فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. . .  چه محشری می شوند!     "اینشتین”در جواب نوشت:     ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم.     واقعا هم که چه غوغایی می شود!     ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!    ***     روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:     آقای ...
29 بهمن 1390

بدون عنوان

سلام به دختر قشنگم  مامانی دیروز روز ولنتاین بود همه گل میخریدن شکلات میخریدن و با لبخند به هم هدیه میدادن               ما هم رفتیم واسه عمه گل خریدیمو شما دادین 2 دقیقه بعد گل از عمه گرفتی ولهش کردی نانازم ،2 تا سؤال برام ایجاد شد مگه ما تو فرهنگ خودمون یه همچین روزی نداریم 5اسفن جشن مهرگان خوب پس چرا  اونو یادمون رفته به این یکی چسبیدیم البته نکه بگم بده نه مامان بد نیست خیلیم خوبه ولی خودمونم که از قبل داشتیم چرا یادمون رفته بود ،دوم خوب چرا همیشه به هم گل ندیم با هم مهربون نباشیم فقط یک روز در سال باید اینجوری باشه اخه یک روز  خیلی کمه نه دخترم ...
26 بهمن 1390

درس اخلاق

  La fábula del erizo افسانه خارپشتها در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدینترتیب همدیگررا حفظ کنند.ولی خارهایشان یکدیگررادر کنار هم زخمی میکرد. مخصوصا که وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند.بخاطر هیمن مطلب تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند.و بهمین دلیل از سرما یخ زده میمردند ازاینرو مجبور بودند برگزینند.یاخارهای دوستان را تحمل کنند و یانسلشان از روی زمین  بر کنده شود .   دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند چون گرما...
25 بهمن 1390

بازم نصیحت

سلام گل مامان ،دخی من دوست دارم ادم قوی و محکمی باشی دوست دارم دخترم مهربون باشه ولی گول ظاهر کسی رو نخوره دلم میخواد خوددار باشی به همه احترام بزار اگه کسی اشتباهی کرد مامان،دلشو نشکنی دخترم خوردش نکنی بهش بگو کجا اشتباه کرده ولی تحقیر نکن،هیچوقت نداشته های کسی رو به روش نیار وداشته  های خودتو تو  سر ملت نزن مامانم هرچی  بزرگ منش تر باشی هر چی انسانتر باشی خودت راحتتر زندگی میکنی    کوچولوی من دنیا هم روز قشنگ داره هم روز زشت باید یاد بگیریم چطوری زندگی کنیم باید یاد بگیریم خرابکاریامونو گردن اینو اون نندازیم همونجور که موفقیتامون فقط کار خودمون باید اشتباهاتمونم قبول کنیم   &nb...
23 بهمن 1390

بدون عنوان

نصیحت مولانا : گشاده دست باش ، جاری باش و کمک کن چون رود باشفقت و مهربان باش ، چون خورشید اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان ، چون شب وقتی عصبانی شدی خاموش باش ، چون مرگ متواضع باش و کبر نداشته باش ، مانند خاک بخشش و عفو داشته باش ، چون دریا اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش مانند آیینه     ...
23 بهمن 1390

اندر احوالات نیلای

سلام گلم ،الان دخترکم خوابیده ای جان ،مامانی  چند  شب موقع خواب خیلی اذیت میکنی نمیدونم چرا ولی خیلی گریه میکنی.گلی جون داری بزرگ میشی خانوم میشی ماه میشی با هم میریم قدم میزنیم  میبرمت پارک کلی ذوق میکنی با بچه ها خیلی حال میکنی همش صداشون میکنی بازی میکنی  ناز من . بازیگوش من ،از دیوار راست بالا میری از روی مبل میپری در کابینتارو باز میکنی میری در یخچال خیار شور بر میداری به خیارم میگی  ایا ،کلی میرقصی ...امروز همش به عمه اخم کردی  ،اخه عمه عمو چند روز پیش ما هستن  اخم نکن عمه ناراحت میشه گلم .مامانی یاد گرفتی میگی نون ، پیشی، میام یعنی میخوام     گلی جون دوست داریم    ...
22 بهمن 1390

بدون عنوان

سلام دخترم.مامانی امروز به 2 تا وبلاگ سر زدم و حالم گرفته شد.یکی فهیمه جون که یادم افتاد خیلی چاق شدم و باید رژیم بگیرم  و یکی وب سارال که مامانش خیلی قشنگ نوشته بود ، از خاطراتی که بی شباهت به خاطرات من نبود .روزای قشنگی که با بچه های فامیل داشتیم بازی میکردیم دعوا میکردیم شاد بودیم ولی الان باید خیلی مواضب باشیم  چیزی نگیم که ناراحت بشن.مامانی فاصله افتاده ،نمیدونم چرا ولی متاسفانه پول باعث تمام این فاصله هاست ،اخه چرا باید از هم دور بشیم  چرا نباید با هم شاد باشیم  دلم تنگه مثل مامان سارال ،منم دلم میخواد همه با هم باشیم دور هم باشیم کنار هم بخندیم نه بهم بخندیم کوچولوی من دلم میخواد   موفق و شاد باشی دوست د...
6 بهمن 1390

بدون عنوان

سلام عزیزم ماه من مامانی راه رفتنت عالی شده دلت میخواد راه بری تند تند، انگار داری میدویی ماشاالله من نفسم بند میاد ، اینقدر ناز حرف میزنییی جونم میگی امی =امیر ،میا =مهیار،مریمم میگی ولی قاطی، عمو محمودم میگی عمومم شیطونک شدیییی جیگر ،دوست دارم مامانییی. دیشب برف امد رفتیم بیرون با امیر مهیار و مریم کلی بازی کردن توام خوشت امده بود نمیخواستی بیای داخل ماشین میخواستی برف بازی کنی جونم با برفا کلی حال کردییییی  هممون حال کردیم خدارو شکر ...
4 بهمن 1390
1